تشکل‌های معارض

اصول راهبردی تنه زدن، تنه خوردن و زنده ماندن!

تشکل های معارض عنوانی است که برای تشکلهایی به کار می بریم که هم و غم فعالیتی خود را در حرکت خلاف جهت حرکت انقلاب اسلامی و یا حداقل با قرائت هایی متفاوت می گذارند. حضور و بروز و ظهور تشکل های معارض همزمان می تواند فرصت و تهدید برای دانشگاه تلقی گردد:

  • مهمترین نکته این است که تشکل معارض همه ی ذهن بسیج دانشجویی و مسئول آن را در بر نگیرد. ذهن مسئول و اکثر اعضای بسیج به صورت ناخودآگاه نسبت به حضور معارضین و فعالیت آنها درگیر خواهد بود ولی نکته ای که باید حتما بدان توجه داشت این است که اولویت های ما تعطیلی فعالیت ها به ازای فکر کردن و پاسخ دهی به معارضین نباشد. بهتر است با خودمان روراست باشیم. آنها هستند و حضور دارند، حضور داشتن شان احتمال قریب به یقین مانور تعارضات در دانشگاه را در پی خواهد داشت و از آن بالاتر باعث خواهد شد بچه های بسیج به دلیل حضور یک جریان رقیب هر روز دغدغه خواهند داشت و هر روز به حفظ و حراست از دانشگاه خواهند پرداخت. اما این جزئی از فعالیت های بسیج است نه همه ی آن، بنابراین به همین میزان باید بدان توجه نمود و برای ان ارزش فکری و عملیاتی قائل شد و نه بیشتر.
  • نکته مهم بعدی این است که اگر افق نگاهمان را از دعواهای مرسوم اصلاح طلب- اصولگرا جدا کنیم و نگاه انقلابی و تمدنی به بسیج دانشجویی و هویت و کارکرد آن داشته باشیم با فوریت درخواهیم یافت که جمع شدن چهارتا دانشجوی به قول خودشان منورالفکر ترقی خواه آزاد اندیش!!! بیشتر دلسوزی می خواهد تا دلواپسی! آنها راه را پیدا نکرده و گم شده اند، فانوسی ندارند و خیال می‌کنند گروه‌های معارضی که مانند کرم های شب تاب از بیرون و درون دانشگاه برایشان سوسو می زنندو خط می‌دهند خورشید تابانی هستند.

با نگاه دلسوزانه و برادرانه، برایشان دعا کنیم و هر چه می توانیم با ایجاد فضای گفتگو، بحث منطقی، روشنگری و یارگیری از بدنه‌شان و نشان دادن مسیر، این نیروهای پرشور و منتقد و بعضا معارض را دریابیم.

  • حرف از کرم های شب تاب شد!

واقعیت این است که چشم طمع کرم های شب تاب همواره به دانشگاه دوخته شده است. این واقعیتی است که نمی توان انکار کرد. از خارج نشینان آمریکایی تا داخل نشینان آمریکایی دوست، همه می خواهند که از آب گل آلود دانشگاه ماهیگیری کنند. این وسط سرشاخه هایی وجود دارند که خوش خدمتی های فراوانی برای آنها می کنند، ارض خود می برند و زحمت دانشگاه می دارند!

باید حواسمان به این سرشاخه ها باشد. حساب سرشاخه ها از حساب بدنه واقعا جداست و البته شناسایی شان هم کار چندان سختی نیست. هم در تشکل های معارض سکنی دارند هم در اساتید هم در مسئولین دانشگاه و البته هم در تشکل های هم سو! البته که تعدادشان بسیار قلیل است، اما همین تعداد قلیل هستند که می توانند جمعی را به ورطه ای بکشانند و تور ماهیگیری پهن کنند.

باید آنها را حتما بشناسیم. اشراف بر شناخت این افراد کمک خواهد کرد بتوانیم برای حرکت هایی که می خواهند سامان دهند برنامه ریزی کنیم، تک ها را پاتک بزنیم و …

  • نگاهمان سلبی نباشد!

این را به اشاره هم در نکته اول گفته ایم  و هم در نکته سوم. هویت ما در تعارض با آنها تعریف نمی شود که بخواهیم عملکردهایمان را بر اساس واکنش به حرکت های آنها انجام دهیم. اتفاقا این قطار انقلاب اسلامی است که حرکت اش باعث شده عده ای در موضع انفعال قرار گیرند و شروع به سنگ پراکنی بنمایند.

بنابراین واکنش به حرکت های آنها همه ذهن ما را نخواهد گرفت، همه بیانیه هایمان را در جواب دهی به آنها صادر نخواهیم و یا همه برنامه های سالنی مان را در تقابل با ابراز وجود آنها تعریف نخواهیم کرد…

  • نترسیم! به همین راحتی.

دلیلش ساده است. اولا که وقتی پا به عرصه بسیج دانشجویی گذاشتیم می دانستیم عرصه ایست که باید تنه بزنیم و تنه بخوریم. مخصوصا منی که مسئولیت کل بسیج دانشگاه یا دانشکده را بر عهده گرفته ام. پس پوست کلفتی را بی رودربایستی با خودمان تمرین کنیم. ثانیا این که وقتی پا در این عرصه گذاشتیم می دانستیم که این راه حق است و فعالیت در این عرصه سختی تنهایی و تهمت شنیدن و فحش خوردن هم دارد ولی می دانستیم که وعده داده شده است : «ولا تهنوا و لا تحزنوا انتم الاعلون»

حال این موضوع در مواجهه با تشکل معارض چه کارکردی دارد؟ آدمی که نترسد در مواجهه با آنها حتی پس ذهنش هم خطور نمی کند که اولا عرصه را به آنها وانهد و از هیاهویشان بترسد، ثانیا بخواهد همه رقبا را حذف و تک صدایی را بر دانشگاه حاکم کند، که هر دو از صفات ترسوهایی است که تاب دیدن مخالفشان را ندارند. باید رسم هماوردی را بشناسیم و بدانیم که در همین تعارضات است که عیار ناب انقلاب اسلامی و هویت اصیل فرهنگ بسیجی شناخته می شود که گفته اند «تعرف الاشیا باضدادها»

  • دامن نزنیم.

بسیاری از اوقات همه ی هستی تشکل های معارض در ایجاد هیاهو  گردوغبار به پا کردن است و خیلی از اوقات دامن زدن ما به این هیاهوها باعث می شود که آنها بیشتر استفاده کنند و نفس نفس زدن هایشان را بیشتر طول دهند. بسیاری از اوقات آرام کردن فضا و حتی پاسخ ندادن به برخی هیاهوها تودهنی محکم تری از یک بیانیه خواهد بود. یادمان باشد تنها باکتری ها در غذای فاسد زنده می مانند.

  • خودرأی نباشیم!

این هم یکی از نکات مهمی است که در مواجهه با آنها باید بدانیم. آیین نامه های دانشگاه و قوانین موجود در کشور به اندازه کافی وجود دارند و می توان به آنها استناد کرد. بنابراین لازم نیست در اعتراض به یک حرکت معارضین و یا جلوگیری از فعالیتی نظرات سلیقه ای و شخصی مان را دخیل کنیم. همین استناد به قانون دست برتری است که می توانیم داشته باشیم و به آن تکیه کنیم.

از سوی دیگر باید مراقب دور زدن قانون هم باشیم. تفسیرهای سرخود و مزورانه ای که بعضا برخی از مسئولین دانشگاه ارائه می دهند جاده صاف کن حرکت های خلاف قانون می شود. بنابراین باید حواسمان حسابی به قوانین و تفسیرهای آنها باشد.

  • زرنگ باشیم

بزرگترین فرصتی که حضور تشکل های معارض به ما می دهد رشد بچه های خودمان است. این را باید قدر بدانیم و به خوبی بهره ببریم. به صورت ناخودآگاه هر جا که تفکر و اندیشه مخالفی وجود داشته باشد، انسان به خاطر حبی که به راه و اندیشه خود دارد در پی حفظ، حراست و برتری آن بر می آید و به خاطر طمعی که انسان به فراگیر کردن ایده و ایدوئولوژی خویشتن دارد، در پی آن بر می آید که ریشه های فکری خود را مستحکم سازد و شاخ و برگ آن را بگستراند. همین وجود تفکر رقیب است که انسان را وادار به مطالعه، بحث و گفت و گو، تفکر و حفظ و حراست از مرزهای عقیده ای خویش می سازد.

هنوز که هنوز است قوام فکری بسیاری از دانشجویان پیرو خط امام در اوایل انقلاب از مناظرات و جدل هایی است که در دانشگاه تهران و اطراف آن با دانشجویان مارکسیست داشتند. بنابراین باید این فرصت را قدر بدانیم و توجه داشته باشیم که این تعارضات باعث می شود نقاط ضعف خود و مجموعه را بهتر بشناسیم و در صدد اصلاح آن بر بیاییم.

  • ساده لوح نباشیم

مظلوم نمایی شگرد جذاب تشکل های معارض است. قرارگرفتن در جایگاه شبه اپوزوسیونی و زدن انگ حکومتی به بسیج دانشجویی موقعیت ممتازی را برای مظلوم نمایی تشکل های معارض پدید می آورد. این ساده لوحی محض خواهد بود اگر گمان ببریم که هر حرکتی که آنها را محدود یا در اقلیت قرار دهد باعث پیروزی ما خواهد شد. بسیاری اوقات بروز و ظهور آزادانه یک تفکر باعث می شود حباب های تو خالی اش نمایان گردد و رویگردانی از آن بیشتر شود. یادمان باشد کف هویتش را تنها با بروز در سطح آب نشان خواهد داد.

تدارک دیدن یک برنامه یا یک بیانیه یا یک فعالیت روی برد شاید فقط برای این باشد که واکنش احساسی ما را برانگیزد تا به راحتی بتوانند در موضع مظلومیت قرار گرفته و حرف دیگر و یا عمیق تر را از قبل آن به کرسی بنشانند

  • بدنه! بدنه! بدنه!

در مورد بدنه در بالا به تفصیل سخن رفته است. اینجا بار دیگر تاکید می گردد که اگر ما بدنه را از دست معارضین بگیریم دیگر هوایی برای نفس کشیدن نخواهند داشت و سخنشان اثری بر وضع دانشگاه ندارد. از سوی دیگر باید این همیت را داشته باشیم که در نشان دادن بسیج دانشجویی حداکثر حمایت دانشجویی و حداقل حمایت حاکمیتی را به نمایش گذاریم. این بیشترین اثر گذاری را در هم آوردی هایی خواهد داشت که آنها می خواهند مردمی بودن خویش را به رخ بکشند و بسیج را به انزوا بکشانند. توجه به ربودن بدنه دانشجویی برای هر تشکلی که می خواهد در دانشگاه زنده بماند بسیار حیاتی می باشد. بنابراین در اینجا با یک جنگ واقعی در جذب افراد مواجه هستیم.

  • روشن فکر نشویم…

جذب افراد البته که کاری حتمی و واقعی است و تاکید بسیاری باید بر روی آن داشته باشیم. اما باید دقت کنیم که با اداهای روشنفکرانه نمی توانیم افراد را به بسیج جذب کنیم. ما باید خودمان باشیم و از اینکه خودمان هستیم افتخار کنیم. از اصول مان کوتاه نیاییم و به خاطر جذب یک فرد یا گروه، حقی را پایمال نکینم. این جذب ها نه تنها ماندنی نیست که آفت تشکیلات نیز می باشد.

اما!

اما یادمان نرود که جزو اصولمان روی گشاده و جذب حداکثری است

یادمان نرود که جزو اصولمان محبت به افراد و فتح قلوب است

یادمان نرود که جزو اصولمان این است که افراد را با یک ویژگی منفی نرانیم و به خاطر یک اشتباه مواخذه نکنیم

یادمان نرود جزو اصولمان نیت خوانی نکردن و انگ نزدن به افراد است

یادمان نرود بسیج مزرعه بی حصار است و دانشجوی حزب اللهی تنها با ریش و چادر شناخته نمی شود که فرمودند نگاه کنیم به آن که در شب قدر قرآن سر می گیرد…

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

پاسخ دهید